**به سایت نهاد رهبری دانشگاه حکیم سبزواری خوش آمدید** "حلول ماه ربیع الاول برتمامی مسلمانان جهان مبارک باد"

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

ذکر هفته
آب وهوا

<AryanicCMS:weather>

Owghat
Calender
Visitors` Statistics
 بازدید این صفحه : 12913
 بازدید امروز : 54
 کل بازدید : 149621
 بازدیدکنندگان آنلاين : 3
 زمان بازدید : 0.71
اخبار > نگاهی به بخشی از کتاب «اقلیم خاطرات» نوشته‌ی فاطمه طباطبایی؛ چند ورق از یک خاطره‌نویسی
 


  چاپ        ارسال به دوست

نگاهی به بخشی از کتاب «اقلیم خاطرات» نوشته‌ی فاطمه طباطبایی؛ چند ورق از یک خاطره‌نویسی

نگاهی به بخشی از کتاب «اقلیم خاطرات» نوشته‌ی فاطمه طباطبایی؛ چند ورق از یک خاطره‌نویسی

یادداشت حاضر به نقد نگاه خانم فاطمه طباطبایی درباره‌ی گوشه‌ای از تقابلات فکری میان امام خمینی و مهدی بازرگان در جریان پیروزی انقلاب اسلامی می‌پردازد. از منظر نویسنده، وجود نوعی لطافت زنانه در این خاطرات، به تطهیر چهره‌ی مهندس بازرگان یا حداقل تلطیف ملی‌گرایان و ملی‌‌مذهبی‌ها در نزد امام منجر می‌گردد.

 در کتاب «اقلیم خاطرات» نوشته‌ی خانم فاطمه طباطبایی سه صفحه به دیدار آقای مهندس مهدی بازرگان با امام در دهکده‌ی نوفل‌لوشاتو اختصاص دارد. از میان شمار فراوان دیدارها و ملاقات‌های حضرت امام با چهره‌ها و شخصیت‌های سیاسی، دلیل شرح و توضیح دیدار امام با بازرگان از سوی راوی محترم این‌گونه بیان شده است: «این‌گونه دیدارها، یعنی دیدار رهبر نهضت آزادی و جبهه‌ی ملی مانند دکتر کریم سنجابی با امام، بازتاب‌های گوناگونی ایجاد می‌کرد.»[1]

یقیناً به دلیل بازتاب‌های گسترده‌ی چنین ملاقات‌هایی، اهمیت آنان نیز فوق‌العاده به حساب می‌آمد. اما دیدارهای سرنوشت‌سازی چون ملاقات استاد شهید مطهری و شهید مظلوم دکتر بهشتی، که منجر به شکل‌گیری شورای انقلاب و همچنین تشدید و در عین حال نظم‌بخشی به مبارزات داخل کشور شد، نمی‌بایست از نظر نویسنده دور بماند. ضمناً در جمله‌ی فوق، راوی محترم به ملاقات دکتر کریم سنجابی اشاره نموده است که قطعاً این دیدار به لحاظ اهمیت همسان با دیدار مهندس بازرگان به نظر می‌آمد؛ به ویژه اینکه کریم سنجابی رهبر جبهه‌ی ملی و یک شخصیت سیاسی ملی‌گرا بود که به خاطر اختلافات آشکار ایدئولوژیک با امام، دیدارش با ایشان، می‌توانست دارای حساسیت بیشتری باشد.

دیدار امام با سنجابی به صدور بیانیه‌ای سه ماده‌ای از سوی رهبر جبهه‌ی ملی منتهی شد که در آن مقطع بسیار مهم تلقی می‌شد. اتخاذ چنین مواضعی از سوی دکتر کریم سنجابی به حساس شدن حکومت شاه و رعب و وحشت آن‌ها، که خانم طباطبایی بدان توجه نموده است، می‌افزود. البته اگر بپذیریم که دیدار ملی‌گراها و ملی‌مذهبی‌ها بدون برنامه‌ریزی قبلی صورت گرفته است، با این وجود نوعی لطافت زنانه در بیان خاطرات در این صفحات مشاهده می‌شود که به دلیل جایگاه خانم طباطبایی و همسر مکرمشان، حاج سید احمد آقا، نزد امام، بیان خاطرات با این روش، به تطهیر چهره‌ی مهندس بازرگان یا حداقل تلطیف ملی‌گرایان و ملی‌مذهبی‌ها در نزد امام منجر می‌گردد.

آقای بازرگان 29 مهرماه وارد نوفل‌لوشاتو شدند و سی‌ام مهرماه با امام ملاقات کردند. چهارم آبان حسن شریعتمداری و حاج احمد عباسی، داماد آیت‌الله شریعتمداری، کریم سنجابی و حسین مهدیان، حاج مانیان و در پنجم و ششم آبان‌ماه نیز احمد سلامتیان با امام ملاقات کردند. طیفی از معتقدین به قانون اساسی مشروطه، که معتقد به سلطنت شاه و نه حکومت کردن او بودند، ناگهان به محضر امام می‌رسند و این هماهنگی و هم‌آوایی یقیناً نمی‌توانست اتفاقی و از سر حادثه باشد.

حضور این مجموعه در پاریس، به دنبال آن بود تا بتوانند در اراده‌ی امام خللی به وجود آورند و از متلاشی شدن نظام مشروطه‌ی سلطنتی ممانعت به عمل آورند. جهت اطلاع از حضور برنامه‌ریزی‌شده‌ی ملی‌گرایان در پاریس می‌توان به نشریه‌ی تاریخ معاصر ایران رجوع نمود.[2] این نشریه جزئیات کاملی از این سفرها و اهداف مسافرین را برملا کرده است. انتظار نمی‌رود که خانم طباطبایی در خاطراتی که مربوط به خودشان است به تمام این جزئیات بپردازند. ایشان می‌تواند به دیده‌ها و شنیده‌های خود بسنده نماید؛ اما این توقع وجود دارد که روح واقعی تاریخ را بر نوشته‌ها و خاطرات خود حاکم نمایند.

بازرگان ناخواسته از دو ویژگی امام در این دیدار پرده برمی‌دارد: یکی شجاعت و قاطعیت امام و دیگری توکل و اعتماد امام به خداوند و وعده‌ی پیروزی. هرچند بخش دوم در رویکرد اسلام‌شناسانه! آقای بازرگان به ساده‌نگری تعبیر شده است که این واژه در استنادات خانم طباطبایی حذف شده است. وقتی آقای بازرگان از سیاست گام‌به‌گام خود در تغییر نظام سیاسی سخنی گفت و براهین خود را ارائه داد، امام «بلافاصله اشکال کرد و گفت: شور و هیجان مردم خواهد خوابید.»[3]

دیدار طرفداران قانون اساسی مشروطه در پاریس با امام (ره) به دنبال آن بود تا بتوانند در اراده‌ی ایشان خللی به وجود آورند و از متلاشی شدن نظام مشروطه سلطنتی ممانعت به عمل آورند. انتظار نمی‌رود که خانم طباطبایی در خاطراتی که مربوط به خودشان است به تمام جزئیات این دیدارها بپردازند. اما این توقع وجود دارد که روح واقعی تاریخ را بر نوشته‌ها و خاطرات خود حاکم نمایند.

وقتی آقای بازرگان از کارشکنی‌های دولت‌های بزرگ صحبت کردند و خواستار رعایت و ملاحظه‌ی آنان در این مقطع مبازره شدند، با بی‌اعتنایی و آرامش امام روبه‌رو شدند: «ایشان فوق‌العاده مسائل را ساده می‌گیرند و نمی‌خواهند وجود یا اثر آمریکا را قبول کنند.»[4]

خانم فاطمه طباطبایی، که خود را از مریدان عرفانی امام می‌دانند، به‌خوبی آگاه‌اند که «هیچ‌انگاری» قدرت‌های بزرگ، به ویژه آمریکای جهان‌خوار در پیش امام، ریشه در کجا دارد. اگر آن زمان و هیچ زمان دیگر آقای بازرگان متوجه مقام معنوی و عرفانی امام نشدند، وظیفه‌ی خانم طباطبایی است که در سال 1390، یعنی با گذشت بیش از سه دهه از آن حوادث، از شخصیت شجاع، قاطع و متوکل امام دفاع نمایند. تا وقتی خواننده به «دیدار مهندس بازرگان با امام» در صفحات این خاطرات می‌رسد، عظمت این شخصیت را در همین صفحات بیابد؛ هرچند که آقای بازرگان صادقانه اما به‌صورت پوزیتویستی تعجب خود را از وجود چنین روحیاتی پنهان ننموده است:

«باز هم ساده‌نگری و سکینه و اطمینانشما حالا دیگر بفرمایید بالای مسند بنشینید و بروید سراغ الواطی‌تان، به حکومت کار نداشته باشید؟! حالا آقا را به سلطنت قبول بکند و بگوید که شما دیگر همان سلطنت بکنید! و دیگر لازم نیست که قو‌ی اجرائیه هم باشید، کدام آدم منطقی قبول می‌کند؟»[6]ایشان به موفقیت نزدیک مرا به تعجب و تحسین انداخت. مثل اینکه قضایا را انجام‌شده و حل‌شده دانسته»[5] چقدر زیبنده بود که عروس حضرت امام، در بیان خاطرات خود، حالا که صرفاً به دیده‌ها و شنیده‌ها اکتفا نکرده و سراغ منابع دیگر رفته است به جای سخنرانی 29 آبان به سخنرانی 2 آبان، که به فاصله‌ی یک یا دو روز از ملاقات با آقای بازرگان است، نیز عنایتی می‌نمودند. امام می‌فرماید: «حالا بعد از این همه کشتار، بعد از اینکه همه‌ی مخازن ما را، نفت ما را، همه چیز ما را، مراتع ما را، جنگل‌های ما را به دیگران واگذار کرده، ما بگوییم که خب آقا!

امام هرگونه رهیافتی را فریب می‌دانست و تنها به ادامه‌ی مبارزه تا سقوط رژیم سلطنت اعتقاد داشت: «اگر این آدم را امروز شما مهلت دادید و گفتید سلطنت بکنید و سلطان باشد و حکومت نکند و خودش هم در مجلس همین را گفته است و البته می‌خواهد شما را بازی بدهد تا مردم ساکت شوند و ندای مرگ بر این سلطنت را فروکش کند.»[7]

هجوم هماهنگ مدافعان قانون اساسی به نوفل‌لوشاتو به منظور فشار بر امام خمینی، تحت عنوان «طرح میناچی» شناخته می‌شود.[8] دکتر ناصر میناچی، مدیرعامل حسینیه‌ی ارشاد و از نزدیکان جبهه‌ی ملی و نهضت آزادی در ارتباط با سفارت آمریکا، به ویژه جان دی استمپل وابسته‌ی سیاسی سفارت، طرح خود را ارائه داد. وی همان سیاست «شاه سلطنت کند نه حکومت» را به شیوه‌ی دیگری ارائه داد.[9]

استمپل در کتاب خود به‌خوبی به عمق نگرانی گروه‌های ملی‌گرا، روشن‌فکران و مذهبیون میانه‌رو و اعتدال‌گرا از کنش‌های انقلابی و غیر منعطف امام (!) اشاره کرده است. کالبد شکافی حوادث سال 57 به مراتب ضروری‌تر از آن است که به جملاتی کوتاه و با ادبیاتی زنانه و لطیف و از سر محبت به ملی‌مذهبی‌ها خلاصه شود.

این یک نکته‌ی تاریخی است و البته سند آن هم شخص آقای بازرگان است که حضرت امام از ایشان خواسته است تا به خاطر عدم شناخت امام (ره) از نیروهای داخل کشور، افراد مؤمن و مورد اعتماد را به ایشان معرفی نمایند؛ اما خانم طباطبایی، با عبور از همه‌ی مواضع پرصلابت امام در نفی سلطنت، از جمله «این سلطنت باید از بین برود، این رژیم اصلش باید از بین برود، این فاسد است. رژیم سلطنتی و شاهنشاهی از الفاظ بی‌محتواست، محتوایش فاسد است»[10] که در همان ایام (11 آبان 57) ایراد فرمودند، این بحث را با این عبارت به پایان می‌رسانند:

«از آنجا که بازرگان اطمینان امام را نداشت، مجدداً به ایشان پیشنهاد کرده بود، پس از انتخاب این مشاوران، اجازه دهید آن‌ها در اداره‌ی انقلاب نیز مداخله کنند. جالب آنکه امام همچنان به سر موضع خود، پیشنهاد بازرگان را رد نکردند، امام استقبالی هم نکردند.» (ص 446)

اظهاراتی به این سبک و سیاق، کدام‌یک از مواضع بنیادین و مبانی اصیل فکری امام را تبیین و تشریح می‌کند، خود جای تأمل فراوان دارد. ای کاش صحیفه‌ی امام به شکل تام و کمال چراغ راهمان باشد.

پی‌نوشت‌ها:

[1] ص 444.

[2] نشریه‌ی تاریخ معاصر ایران، سال دوم، شماره‌ی 8، زمستان 77 ص 8 تا 154.

[3] شورای انقلاب، دولت موقت و سیمای دولت موقت از ولادت تا رحلت و نامه‌ی سرگشاده‌ی مهندس بازرگان به امام خمینی، انتشارات نهضت آزادی ایران، شهریور 1359، ص 21 و 22.

[4] همان.

[5] همان.

[6] صحیفه‌ی امام، جلد چهارم، ص 128، چاپ چهارم، 1358، سخنرانی 2 آبان 57.

[7] همان.

[8] روح‌الله حسینیان، یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385، ص 622.

[9] جان دی استمپل، ‌درون انقلاب ایران، ترجمه‌ی منوچهر شجاعی، تهران، رسا، 1377، ص 209.

[10] صحیفه‌ی نور، جلد دوم، ص 276.


١١:٠٢ - چهارشنبه ٢٣ بهمن ١٣٩٢    /    عدد : ٣٤٣٩٤٧    /    تعداد نمایش : ٢٩٦


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




چهارشنبه ٢٦ دی
اخبار علم و فناوری
عنوان

پیوندها

دفتر ریاست جمهوری

پایگاه اسلام ناب

مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران

خبرگزاری دانشجویان ایران

سایت خبرگزاری «دانشجو»




 
Login
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر را وارد کنید:
» عضویت «
[فراموشی رمز عبور]